تبليغاتX
مسافر
یادم آمد باید رفت

این آن چیزیست که مدام فراموش می کنم

و رفتن

مانند جریانیست

که آنچه وابسته و پیوسته را می رباید

و هر چه  ساخته و پرداخته را ویران می کند

+ نوشته شده توسط قاصدك در جمعه 11 دی1388 و ساعت 0:37 |
مردم ظاهر یکدیگر را می بینند

کسی نمی داند

چقدر خویشتن دار بودن

دشوار است!

کسی نمی داند ...

+ نوشته شده توسط قاصدك در پنجشنبه 10 دی1388 و ساعت 23:30 |
انسانهای بزرگ

بزرگ می بینند

و اهداف بزرگ دارند

اگر بنابود شکستن حرمت

مانع اهداف بزرگ آنان باشد

پیامبر (ص)اول کسی بود که

پس از طائف و ...

  صحنه رسالت را ترک می کرد !

یا وقتی خانه ی امیر المونین  را آتش زدند

امامتش را کنار می گذاشت !

اگر امام حسین در فکر آبرو بود

به کربلا نمی رفت

و زن و فرزند را با خود نمی برد

دقیق تر نگاه کنیم

چیز دیگری اصل است !

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 9 دی1388 و ساعت 22:29 |
این رسم طبیعت است

هر کجا حیوانی ضعیف و بیمار دیده شود

لاشخورها جمع می شوند

گفته بودم ، جامعه ی ما بیمار است

نیاز به درمان دارد

نه سرکوب و خفقان

بیماری مجال هجوم فرصت طلبهاست

هر کس حقیقتا ایران را دوست دارد

به فکر درمان باشد

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 9 دی1388 و ساعت 22:23 |
آنچه در من ايجاد تناقض مي كند

حضور صفات متناقض نيست

بلكه وجود صفات در جايگاهي غير واقعي است

اگر خصوصيتهايم

را به جايگاه خود برگردنم

به تعادلي زيبا خواهم رسيد

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 9 دی1388 و ساعت 8:58 |
شاید نشود مردم را

برای کارهایی که با شور و هیجان انجام می دهند

برای  رسومات کهنشان

 ارزشهای عمیقشان

  عادتهای ریشه دار جامعه شان ، ملامت کرد

اما می شود برای میل شدید به ماندگاری و ثبات

برای فراموش کردن حیات  

 برای غفلت از  انسان 

و فرو رفتن در تباهی و انحطاط

هر مردم خفته ای را مذمت کرد

 

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 20:28 |
امشب بارها در اخبار با مردم مصاحبه کردند

خبرنگاری می پرسید :

چرا اهل کوفه امام زمان خود رانشناختند؟

هر کسی جوابی می داد

به نظرم آمد ، چند عامل در کار بود

اگرچه جهالت و عافیت طلبی مردم نقش آغازکننده و مهمی داشت

اما خباثت گروه قدرت طلب نقش محوری را ایفا می کرد

تا آنجا که رنگ حقیقت را عوض کردند

و کم نبودند کسانی که باور کردند

حسین خارجی و خائن است

که بر علیه آرامش جامعه آشوب نموده

و باید سرکوب شود

چه شباهتهای عجیبی در تاریخ هست !

یاد ابراهیم افتادم

وقتی بتها را شکسته بود

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 19:51 |
باز هم تاخیر...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 8:20 |
امروز صدای هلیکوپتر می آمد

کسی داشت عاشورا را از بالا نگاه می کرد

فکر کردم راستی عاشورا از بالا چه شکلی دارد ؟

دیدم عاشورا موج سیاهی است که از ابتدای دهه

در کوچه ها بلند می شود

نهیب بر می دارد و پیش می رود

آدمها را پر ازاحساس می کند

پر از اشک

پراز بیتابی

و در شام غریبان غریبانه فرو می نشیند

و حسین

این مهمان ده روزه

تنها در سطح زندگی ما پیدا می شود

و ۳۵۵ روز دیگر جایی در عمق و روحمان ندارد

یادش بخیر

حسین امسال هم تمام شد

 

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 0:41 |
من همان چیزی هستم

که قبلا تصویر کرده ام

باوری هستم

که ساخته ام

برای همین

تغییر باورهایم

از من

چیز دیگری خواهد ساخت

+ نوشته شده توسط قاصدك در یکشنبه 6 دی1388 و ساعت 2:5 |
تاسوعا

روز بزرگترین تصمیم

و عاشورا

روز بزرگترین عمل

راستی چقدر حسین را زندگی کرده ایم !؟

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در جمعه 4 دی1388 و ساعت 13:18 |
امام حسین (ع)

مردی بود که در یک نیم روز

ابراهیم را به تمامی زندگی کرد

و از مرز او گذشت

+ نوشته شده توسط قاصدك در جمعه 4 دی1388 و ساعت 13:14 |
 اي كاش زيبايي آنقدر به من نزديك بود

كه باور كنم

دست يافتني ست

اي كاش مي توانستم

اشتياقي را كه در تماشاي زيبايي ست

زندگي كنم

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در پنجشنبه 3 دی1388 و ساعت 2:26 |
برای دست یافتن به حدّ تعادل

تنها متوجه  خیر و خوبی شدن کافی نیست

زیرا ، ترازو دو بازو دارد

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 2 دی1388 و ساعت 1:56 |
اگر بپذیریم که خدا وند

هرگز درها را به روی بندگان نمی بندد

در بدترین شکستها هم

نا امید نخواهیم شد

و حقیقت این است

که ما باید

او را باور کنیم

+ نوشته شده توسط قاصدك در سه شنبه 1 دی1388 و ساعت 8:45 |
تنها وجه تمایز ما

نقابهای ماست

وگرنه در ریشه همه یکسانیم

+ نوشته شده توسط قاصدك در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 23:54 |

در مقابل آیندگانی که

حیات خود را

بر تاریخ سرزمین خویش بنا می کنند

هیچ بهانه و توجیهی

پذیرفتنی نیست

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 15:15 |
هر جامعه ی زنده ای

حتی در بدترین شرایط

نیازمند فرزانگیست

+ نوشته شده توسط قاصدك در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 15:13 |
 در دوره های مختلف تاریخ

این فرهیختگان هستند

که در آشفته ترین اوضاع

بار متعادل ساختن جامعه را به دوش کشیده اند

و هر چند گمنام

 هویت و ارزشها ی  جامعه ی خود را

حفظ کرده اند

+ نوشته شده توسط قاصدك در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 15:8 |
برای مسافر سفر ،لذت بخش است

سفر در تاریخ

در ادبیات

سفر در اندیشه های پیشین

+ نوشته شده توسط قاصدك در جمعه 27 آذر1388 و ساعت 23:1 |
همه ی ما به سوی قیامت خود پیش می رویم

و در آخر آن را خواهیم یافت  !

منتها بعضی سریع تر و بعضی کُند تر

 

 

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 25 آذر1388 و ساعت 22:41 |
مردم !

جمعیتی که باید

خود را در میانش پیدا کنم

+ نوشته شده توسط قاصدك در سه شنبه 24 آذر1388 و ساعت 23:14 |
باید آموخت

اما این کافی نیست !

باید آموخته ها را به کار گرفت

+ نوشته شده توسط قاصدك در سه شنبه 24 آذر1388 و ساعت 7:35 |
آیا  ادعای محبت حقیقت دارد ؟

خوب که نگاه می کنم

همه ی ما صیاد جان یکدیگریم

منتها محترمانه

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت 23:6 |
امروز مردی جزامی را دیدم

که پاهای عریانش را

روی آسفالت سرد خیابان گذاشته بود

تکدّی گری می کرد

به بهای آنکه

سلامتی را

شکر را

و خورسندی را

به یاد رهگذران می آورد

+ نوشته شده توسط قاصدك در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت 2:21 |
تفکر که آغاز می شود

شاخه های خود را نمایان می سازد

+ نوشته شده توسط قاصدك در یکشنبه 22 آذر1388 و ساعت 7:25 |
دنیای اندیشه بسیار بزرگتر و زیبا تر از دنیای مادیست

+ نوشته شده توسط قاصدك در شنبه 21 آذر1388 و ساعت 23:16 |
بهترین فرصتها

نزدیک ترین فرصتها هستند

 نه ایدئال ترین فرصتها 

 

+ نوشته شده توسط قاصدك در شنبه 21 آذر1388 و ساعت 0:38 |
خیلی از روزها

مردم از پنجره ی دید من

دیگرانی هستند

که در شرایط خاص خودشان زندگی می کنند

بیشتر آنها را از بالا دیده ام

گاهی جای دیگران بود ن

و تجربه های خاص دیگران را پیدا کردن

چه درد شیرینی دارد !

+ نوشته شده توسط قاصدك در پنجشنبه 19 آذر1388 و ساعت 23:30 |
وقتی بین چهار راه

درست وسط چهار راه

که ماشینها در رفت و آمد باشند

ایستاده باشی

چه احساسی داری ؟

حال امروز من اینگونه است

+ نوشته شده توسط قاصدك در چهارشنبه 18 آذر1388 و ساعت 22:59 |